أبو علي سينا
مقدمهء مصحح 34
ظفرنامه ( فارسى )
استاد آن را اولين ظفرنامهء فارسى خوانده ، با جميع خصوصيات مذكور « 1 » به دلايلى كه پيش از اين آورديم وجود نيافته است تا منبع فردوسى در نظم پندنامه بوده باشد . « 2 » حاجى خليفه هم آن چه آورده بازنماى روايت دستبردهء كاتبان نابكار ، راجع به مجموعهء پرسش و پاسخهاى منظور است و خود ، چنين رسالهاى در دست نداشته و الا بنا بر شيوهء معمول خويش از آغاز آن ، چيزى نقل مىكرد . تصور شارل شفر هم كه ظفرنامهء موجود ، همان كتابى است كه حاجى خليفه به آن اشارت كرده در آن چه مربوط به امير سامانى و ابن سيناست به همان دلايل باطل مىنمايد . ظفرنامهء فعلى چنان كه استاد كريستن سن به حق در يك جا « 3 » نوشته است ، ترجمهء پندنامك پهلوى منسوب به بزرگمهر نيست و رأى بر اين كه « كتابى است اصلاح شده كه از مأخذ اصلى . . . » « 4 » دور افتاده يا اين كه « همان ترجمهء [ پندنامك و زرگ ميتر ] است كه با تغييرات بيشترى آميخته
--> ( 1 ) . روايت واحد و سكوت جميع نويسندگان پيش از حاجى خليفه ؛ امر نوح بن منصور به ابن سينا كه براى پزشكى به درگاه او خوانده شده بود ؛ وزارت ابن سينا ؛ نام ظفرنامه پهلوى دانستن ابن سينا ؛ پرداختن ابن سينا به كار ترجمه . ( 2 ) . ولى ترديد نيست كه رسالهء پهلوى پندنامك و زرگ ميتر ( اياتكار و زرگ ميتر يادگار بزرگمهر ) پيش از فردوسى يا در عصر او به فارسى درآمده بود و همين است مأخذ آن شاعر بزرگ ، در آن چه در شاهنامه ( چاپ امير بهادرى ، ج 4 ، ص 27 - 29 ) زير عنوان « پنددادن بزرجمهر نوشيروان را و سخن گفتن او در كردار و گفتار نيك » آمده است . ( 3 ) . جاى مذكور ؛ ص 536 . ( 4 ) . عقيدهء كريستن سن ، در جاى ديگر رسالهء خود ، رش : مجلهء مهر ، سال 1 ، ش 7 ، ص 536 .